داستانه خاویار
تو فرودگاه بودم دیدم یه پسر بچه معصوم داره واکس میفروشه
دلم سوخت گفتم برم ازش بخرم...💬
رفتم پیشش گفتم
اینا چنده عمو؟ ☺️
گفت "٧٠٠،٠٠٠ تومن"
گفتم مگه این واکس ها رو از چی ساختی؟ 😕😳
یه لبخندی ملیحی زد و گفت :عن تو قیافت اینا خاویارِه واکس نیس کُسخُل 😶😂😂
.
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت 16:14 توسط Ali
|
به جزیره جوک خوشامدید.